سياه مثل مرگ
چرا از مرگ ميترسيد چرا زين خواب جان آرام نوشين روی گردانيد چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد بهشت جاودان آنجاست چرا از مرگ می ترسيد
نوشته شده در 7 ارديبهشت ماه 1383

[يک حبه حرف:

آدم اوغش ميگيره ميبينه چه الاغايي باهاش هم عقيده ان.




          Ø§Ø±Ø³Ø§Ù„ براي دوستان    

.......................................................................................................


نوشته شده در 15 فروردين ماه 1383

[يک حبه حرف:

دارم زور ميزنم يک برنامه بنويسم که وبلاگ بسازه. اين دنيایه وبلاگ نويسا اينقدر پيچيدس که آدم ميترسه پاشو بزاره توش. آخه ميترسه پاش بره توي چيزاي بدبد. کم کم در اين وبلاگ رو تخته ميکنم و ميرم يه جاي ديگه البته اين وبلاگ زنده ميمونه ولي با پسورد . از همه دوستايي که اين مدت وب لاگ رو خوندن و نظر دادن ممنون (تازه اينجا نظر دادن سختتره چون نظر سنجي نداره) در هر صورت اين دوستا ميتونن ميل بزنن تا پسورد وبلاگ رو براشون بفرستم (البته بعد از صد سال ديگه) فعلا باي تا يه وقت ديگه. (چيه اومده بودم آب بخورم).




          Ø§Ø±Ø³Ø§Ù„ براي دوستان    

.......................................................................................................



گور پدر کپي رايت هر چي خواستيد از اين صفحه بلند کنيد
Designated trademarks and brands are the property of
their respective owners.


اين وبلاگ را روزانه روي پست الکترونيک دريافت کنيد