سياه مثل مرگ
چرا از مرگ ميترسيد چرا زين خواب جان آرام نوشين روی گردانيد چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد بهشت جاودان آنجاست چرا از مرگ می ترسيد
نوشته شده در 1 ارديبهشت ماه 1384

[يک حبه حرف:

در رابطه با پست قبلي،

راستشو بگين، کدومتون دعا کردين، هان
فکر کنم خدا بدجوري با من سر لج افتاده، چون گند کار بدجوري در اومد


پينوشت:
احوالاتم خراب بود، ولي خوب دوباره خوب شدم،
من هميشه مديون دوستهام بودم، الان بيشتر




          Ø§Ø±Ø³Ø§Ù„ براي دوستان    

.......................................................................................................



گور پدر کپي رايت هر چي خواستيد از اين صفحه بلند کنيد
Designated trademarks and brands are the property of
their respective owners.


اين وبلاگ را روزانه روي پست الکترونيک دريافت کنيد