سياه مثل مرگ
چرا از مرگ ميترسيد چرا زين خواب جان آرام نوشين روی گردانيد چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد بهشت جاودان آنجاست چرا از مرگ می ترسيد
نوشته شده در 6 خرداد ماه 1384

[يک حبه حرف:

شريف از درون...

اين پنجشنبه با بهمن رفته بوديم دانشگاه صنعتي شريف،
عکسهاي زير برداشت من از آن سفر است
(آخي بميرم ياد برداشت آيت الله منتظري افتادم در بازديد از کارخانه قند قزوين، آره، بنده خدا فقط يه کله قند برداشت کرده بودند)
به کسي بر نخوره ولي من در کل فکر ميکنم شريف دانشگاه قشنگ ونازبلايي نيست

پينوشت:
عکسها با دوربين اميد گرفته شده، و به علت آنکه من براي دوربينش باتري قابل شارژ خريده ام، و کلي به پاچه مبارکم رفته سر هزينه باتري فعلا قصد پس دادن دوربين را ندارم، اين رو اينجا نوشتم که فردا اميد مثل کنه نياد بند کنه که فلاني دوربين رو پس بده




          Ø§Ø±Ø³Ø§Ù„ براي دوستان    

.......................................................................................................



گور پدر کپي رايت هر چي خواستيد از اين صفحه بلند کنيد
Designated trademarks and brands are the property of
their respective owners.


اين وبلاگ را روزانه روي پست الکترونيک دريافت کنيد