سياه مثل مرگ
چرا از مرگ ميترسيد چرا زين خواب جان آرام نوشين روی گردانيد چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد بهشت جاودان آنجاست چرا از مرگ می ترسيد
نوشته شده در 1 تير ماه 1384

[يک حبه حرف:

دلتنگي...

توي همه انتخابات قبلي حزب اللهي ها فوحشمان ميدادند که چرا راي نداديم
توي اين انتخابات روشن فکرها!!!






پينوشت:

من از هر دو گروه توهين شنيده ام، ولي مطمئنم توهين چپي ها بي شرفانه تر!!! بوده

خسته شده ام، کاش روز جمعه گذشته حد اقل رفته بودم به کروبي راي ميدادم تا بهترين دوستانم رو به اين سادگي و با اين همه توهين و تحقير از دست ندهم

آخر هم اينکه، فکر ميکنيم فرقي با آن حزب اللهي هاي احمق داريم، همانيم، فقط (شايد) ريشمان کمتر است




نتيجه گيري:
بابا همه گندي که توي اين انتخابات زده شده که تقصيرمن نبوده،
آره من قبول دارم که تقصير منم بوده ولي خوب معين و خاتمي هم کم بي تقصير نيستند،
حد اقل ما سه تا رو با هم مقصر بدونيد،
همه تقصير اون دو تا رو گردن من نندازيد


حرف آخر:
گفته باشم، اگه اين جمعه اون کسي که اسمش از توي صندوقها در مياد بازم حرامزاده و پدر سوخته و مردم فريب باشد من به نشانه اعتراض تا دو هفته فقط مطالب پورنو و سکسي مينويسم، گفتم الان بگم که بعدا کسي دلخور نشه




          Ø§Ø±Ø³Ø§Ù„ براي دوستان    

.......................................................................................................



گور پدر کپي رايت هر چي خواستيد از اين صفحه بلند کنيد
Designated trademarks and brands are the property of
their respective owners.


اين وبلاگ را روزانه روي پست الکترونيک دريافت کنيد